تبلیغات
باشگاه ریاضیدانان جوان دانشگاه یاسوج - موفقیتی دیگر برای گروه ریاضی2
تاریخ : چهارشنبه 4 بهمن 1391 | 01:36 ب.ظ | نویسنده : سراج

کسب عنوان پژوهشگری برتر دانشگاه یاسوج را توسط

 دکتر حسن آزادی 

 به وی و جامعه ریاضی دانشگاه یاسوج تبریک می گوییم .

http://sci.yu.ac.ir/index.aspx?siteid=6&pageid=447&siteid=6

 


آشنایی با اساتید موفق دانشگاه

دکتر آزادی پژوهشگر برتر دانشگاه یاسوج در سال91 :   
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ا

 

1- به عنوان اولین سؤال یک بیوگرافی از خودتان بگویید؟

اینجانب حسن آزادی کناری، متولد 9/11/1353 هستم. دوره‌ی لیسانس را در دانشگاه علم و صنعت ایران و دوره‌ی فوق‌لیسانس و دکتری را در دانشگاه شیراز گذراندم.

 

2-    رشته‌ی تحصیلی شما در دبیرستان چه بود؟

ریاضی فیزیک.

 

3-   به نظر شما آیا رشته شما سخت است؟ چرا؟

بستگی دارد با چه دیدی به آن نگاه کنیم. مطمئنا رشته ریاضی از آن دسته از رشته هایی نیست که بتوان از پس آن به سادگی برآمد، احتیاج به کمی زحمت و وقت گذاشتن دارد.

 

4-    آیا اگر به گذشته برگردید باز هم همین رشته را انتخاب می‌کنید؟

شاید ادبیات می‌خوندم یا راننده‌ی ماشینهای سنگین می‌شدم و این دومی بخاطر علاقه‌ی زیادم به مسافرت و دیدن مکانها و آدمهای جدید است.

 

5-    عنوان پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد و دکتری شما چه بوده است؟

پایان‌نامه‌ی ارشد : الگوریتم کسکد و کاربرد آن‌ها در موجک‌ها و پایان‌نامه‌ی دکتری هم در مورد رفتارهای مجانبی چند جمله‌ای رودین شایپرو.

 

6-    معدل ترم اولتان چه بوده و آیا در آن ترم درسی را افتاده‌اید؟ اگر بوده، چه دروسی؟ در طول تحصیل چه طور؟

یادم نیست. بله درس تحقیق در عملیات را با آقای دکتر علی احمدی وزیر رفاه اسبق -6- شدم. در ضمن  اینجا جا دارد از جناب آقای مهندس بهزادی که در آن زمان در دانشگاه علم و صنعت درس برنامه نویسی را ارایه می کردند، ذکر خیری کنم. قبل از آن یادآوری کنم که در زمان دانشجویی من در دوره کارشناسی- ریاضیات دو گرایش اصلی - ریاضی محض و ریاضیات و کاربردهای آن در کامپیوتر- داشت و من هم مثل دیگر دوستان علاقه مند بودیم گرایشی را انتخاب کنیم که بیشتر کاربردی باشد، ولی آقای بهزادی سد محکمی در برابر این هدف بود . این آقای بهزادی به گردن ریاضیات این کشور حق بزرگی دارند . من حداقل 5 دکتر ریاضی می شناسم که همگی در رشته خودشان سرآمد هستند و درس برنامه نویسی را با آقای بهزادی افتادند و بعد تصمیم گرفتند تغییر رشته داده و ریاضی محض بخوانند

 

 

7-    آیا هم اکنون به آن چیزی که می‌خواستید رسیده‌اید؟

بله تقریباً.  به خیلی چیزایی که می‌خواستم رسیدم. شاید یکی از دلایل آن این باشد که  هدفهایم را بر اساس توانایی هایم انتخاب می کنم. به هیچ عنوان خیال باف نیستم ولی همیشه سعی می کنم هدفهایم را درست انتخاب کنم. با این اوصاف  اگر هدفی را انتخاب کردم، برای رسیدن به آن برنامه ریزی کرده و تمام تلاشم را برای رسیدن به آن هدف به کار می گیرم.

 

8-   رویای کودکی‌تان چه بوده است؟

آقا معلم بشم، ولی نمی دونستم آقا معلم چه درسی می شوم

 

9-    سهراب یا حافظ؟ سعدی یا فردوسی؟

از سهراب سپهری اصلا خوشم نمی آید ولی به سه شاعر دیگر ذکر شده در سئوال علاقه مندم. البته در این علاقه مندی، سعدی رتبه اول، فردوسی رتبه دوم و حافظ در رتبه سوم قرار دارد. از شعرای دیگر هم از عبید زاکانی، مولوی و ایرج میرزا (خصوصاً شعر معروف مادر) خوشم می آید.

 از شاعران معاصر هوشنگ ابتهاج را به دیگران ترجیح می دهم بویژه دفتر سیاه مشق.  در کل بیشتر به ادبیات کلاسیک علاقه دارم . در علاقه مندی اینجانب به ادبیات سه شخص بسیار محترم تاثیر گذار بوند 1-پدرم 2- عمویم(ایشان معلم ادبیات بودند)و 3- استاد ادبیات من در دوره کارشناسی. شاید یکی از دلایل اینکه من به شعر های سهراب و در کل شعر نو علاقه چندانی ندارم دلیلش همین استاد محترم ادبیات دوره‌ی کارشناسی اینجانب بود که با صدای پر صلابتی می‌گفت : شعر نو به مانند روزنامه‌ای است که از وسط پاره شده باشد. البته در پرانتز بگویم که در برخی از مواقع نا پرهیزی کرده و از برخی از شعرهای نو از جمله شعر بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم......فریدون مشیری لذت برده ام

 

10-   در گذشته زندگی می‌کنید یا در آینده؟ چرا؟

بیشتر در حال. البته با گوشه چشمی به گذشته، در زمان حال برای آینده برنامه ریزی می‌کنم. بطور مثال، برای رسیدن به زمان حال امروز تقریبا از 3سال پیش برنامه ریزی کرده بودم. اگر در زمان حال دانه ای نکاریم در آینده محصولی نخواهیم داشت. این قسمت را با شعری که معمولا روی برگه های سئوال امتحاناتم می نویسم تمام می کنم:

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو         یادم از کشته‌ی خویش آمد و هنگام درو

گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید     گفت با این همه از سابقه  نومید مشو

 

11-   یک خاطره از بدترین شکست زندگی تان؟

مورد ویژه ای یادم نمی آید.

 

12- چند ساعت از وقت خود را برای گذراندن با خانواده صرف می‌کنید؟

سه روز آخر هفته.

 

13-خاطره‌ای از اولین تدریس؟

ترم 4 کارشناسی  بودم،  رفتم دفتر دکتر مختارزاده از ایشان یک سؤال بپرسم که به من پیشنهاد دادند حل تمرین درس آنالیز 1 ایشان بشوم. خودم درس آنالیز1  را ترم قبل پاس کرده بودم. شوکه شدم،  هر بهانه ای که به ذهنم می رسید آوردم تا بتوانم از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنم ولی ایشان بالاخره من را متقاعد کردند که من میتوانم . اولین جلسه که برای حل تمرین حاضر شدم، دیدم چند نفر از

 

دکتر محمرضا مختازاده    

 

دانشجوهای حاضردر کلاس  هم ورودی های خودم  هستند. خیلی روز سختی بود. محض اطلاع شما در آن روزکذایی به ترتیب اتفاقات زیر رقم خورد:

1-     دست و پاهایم می لرزید

2-     تمام بدنم خیس عرق شده بود

3-     و در نهایت یک مثال را هم  غلط حل کردم

 دکتر مختارزاده از معدود استادان من بود که تاثیر عمیقی بر من گذاشت. کلاً پیشنهاداتشان غیر مترقبه بود. می خواهم خاطره ای برایتان تعریف کنم . یک روز آقای دکتر مختارزاده صدام زدند و گفتند: آزادی، مسئله‌ای هست که من چند ماهی است روی آن فکر می‌کنم ولی نمی‌تونم آن را حل کنم. بیا ببین تو میتونی این مسئله را حل کنی؟. راستش جا خوردم . به ایشان عرض کردم  آقای دکتر این چه حرفی است که می فرمایید، شما نتوانید حل کنید من می توانم؟. گفتند: حالا شما هم فکر کنید ببینید به چه نتیجه ای می رسید. شاید به ذهن شما راه حلی برسد که به ذهن من نرسد!!!!.

این جمله آنچنان تاثیری روی من گذاشت که  6 ماه آزگار، شب و روز به حل این سئوال فکر می کردم، سه بار خواب این مسئله را دیدم و چند بار آنرا غلط حل کردم. در نهایت یک روز داشتم از  پله‌های دانشکده ریاضی بالا می رفتم که در راه پله، راه حل این سئوال در نیم خط به ذهنم خطور کرد. تو راه پله نشستم و شروع کردم به نوشتن راه حل.

رفتم پیش دکتر گفتم آقای دکتر فکر کنم توانستم حلش کنم.  با دقت که به حل مسئله نگاه کرد، ناگهان بلند شد و زد به پشتم و گفت : آفرین آزادی. این دو کلمه آنچنان تاثیری بر من گذاشت که انگیزه بسیار بزرگی برای من شد که ادامه تحصیل بدهم و الان در خدمت شما باشم.  

 

14- به نظر شما وضعیت علمی ایران چگونه می‌باشد؟

متوسط. فکر می‌کنم می‌تواند خیلی بهتر از وضع کنونی باشد.

 

15- آیا شما کتابی تألیف کرده‌اید؟

یک کتاب بود به اسم ریاضی نامه که متأسفانه متن اصلیش در درکه تهران با ربوده شدن لپ تاپک گم شد.

 

16- رابطه اساتید و دانشجویان چگونه است؟

انصافاً خوب است

 

  • فال حافظ
  • حامل
  • ضایعات